گزارشی از فعالیت های موسیقی زیر زمینی در ایران

ebrahim

«زیر زمین»‌ات آباد...!


موسیقی زیر زمینی، کنسرت‌های مخفی و زیر زمینی هیچ تعریف درستی ندارند. خیلی‌ها آنرا ضربه‌ای مهلک بر پیکره موسیقی سالم و مجاز می‌دانند و خیلی‌ها هم نبودش را مساوی با تعطیلی موسیقی در کشور قلمداد می‌کنند. در هر دو صورت، این جنگ و جدال یک معنی واحدی می‌تواند داشته باشد و آن هم «وجود» و «حیات» این موسیقی است. حیاتی که حتی هفته گذشته سردار احمدی مقدم هم در موردش صحبت کرد و گفت: «افزایش و ترویج موسیقی و کنسرت‌های زیرزمینی را تایید نمی‌کنیم. چراکه آمار مربوط به این مساله را داریم و ممکن است تمرکز روی انعکاس این مساله باشد. این استعداد‌ها باید در مسیر مناسب هدایت شوند تا بتوانند به درستی پرورش پیدا کنند.»

 

سالهای زیادی از گسترش موج جدید موسیقی نو در ایران نمی‌گذرد و همین موسیقی رسمی و مجازمان هم عمرش نهایتا، به ده پانزده سال می‌رسد. ماجرا از نسل اول پاپ بعد از انقلاب و خشایار اعتمادی و تلویزیون و... شروع شد و بقیه قصه را هم که بار‌ها شنیده‌ایم. پس نباید عمر موسیقی زیرزمینی را بالا‌تر از زیاد تصور کرد. ولی همین عمر و تاریخچه کوتاه هم با فراز و نشیب‌های فراوانی رو به رو شده که داستان بالا و پائین‌های آن و تاثیراتش بر کلیت موسیقی کشور سوژه اصلی این گزارش است.



قصه از کجا شروع شد؟

قصه تولد موسیقی زیزمینی به زمانی برمی گردد که تحول در نگاه مسئولین نسبت به موسیقی باعث هجوم جوانان عشق خواندن برای اخذ مجوز و خودی نشان دادن شد. اتفاقی که باید آن را یکی از عمده دلایل به وجود آمدن «هفت خوان» مجوز نامید تا حتی در همین مقطع کنونی هم باعث شود خیلی‌ها در میانه راه ناامید شوند و آثارشان را بدون مجوز روی اینترنت منتشر کنند. پیشرفت تکنولوژی این مزیت‌ها را هم داشت. ولی در ابتدای کار چون هنوز اینترنت به شکل امروزی گستردگی نداشت، دیده و شنیده شدن کار چندان راحت نبود و اهالی موسیقی زیرزمینی برای شناخته شدن، مسیری سخت را پیش روی خود می‌دیدند. این در حالی بود که استقبال گسترده از موسیقی پاپ مجاز (که هنوز روی نوار کاست ارائه می‌شد)، چنان شدت گرفته بود که زیرزمینی‌ها عملا شانس خیلی کمی برای عرض اندام داشتند.

 

در زیر زمین چه خبر است؟
به مرور و با اوج گرفتن موسیقی پاپ با چهره‌هایی چون شادمهر عقیلی، علیرضا عصار، محمد اصفهانی و سعید شهروز موسیقی به یکی از عمده سرگرمی‌های نسل سوم تبدیل شد و آرام آرام سبد انتخاب‌هایش هم گستردگی چشمگیری پیدا کرد. صدای پای زیر زمینی‌ها آرام آرام به گوش می‌رسید. شادمهر در اقدامی جسورانه پس از ناامیدی از اخذ مجوز برای آلبوم «آدم و حوا» آن را هم در اینترنت و هم در کاست‌هایی غیر رسمی در بازار منتشر کرد تا زنگ خطر را برای همه آنهایی که فکر می‌کردند با بلوکه کردن مجوز می‌توانند موسیقی را مهار کنند، به صدا در اورده باشد.

 

«آدم و حوا» در بالا‌ترین تیراژ ممکن در سراسر کشور شنیده شد و دیگر این رویه برای اهالی موسیقی به راهی جذاب برای شنیده شدن تبدیل شد. آهنگ‌های غیر مجاز و بدون مجوز یکی پس از دیگری در دستگاه‌های پخش مزه مزه می‌شد. افول مقطعی ستاره‌های جدید پاپ بعد از انقلاب و تقلید‌ها و شباهت‌های تکرای رنگ صدا‌ها به لس آنجلسی‌ها باعث شد مخاطب موسیقی، خسته از صداهای تقلیدی، به سمت تجربه‌های جدید برود و صداهای جدید و سبک‌های جدید را امتحان کند. «اوهام» وارد بازی شده بود و «آریان» کلی سر و صدا کرده بود. «اوهام» با راک مدرن ایرانیزه شده‌اش بازار زیر زمینی‌ها را داغ کرده بود و آریان هم در موسیقی مجاز با همکاری یک جمع متشکل از دختر‌ها و پسرهای هنرمند، کلی گرد و خاک به پا کرده بود. پدیده‌های جدید دیگری هم در عالم پاپ آفتابی شدند تا موسیقی زیر زمینی یک بار دیگر همه نگاه‌ها را به سمت خود برگرداند.

 

 

 

  آقای مشکی پوش...
این وسط رضا صادقی با یک قطعه توانست در سراسر کشور به چهره‌ای محبوب تبدیل شود. «مشکی رنگ عشقه..» که اولین تجربه جوان معلول بندری بود در مدت زمان کوتاهی همه معادلات فعالین این عرصه را بر هم زد تا عالم موسیقی پدیده‌ای جدید را به خود ببیند. خود صادقی درباره آن روز‌ها می‌گوید: «روزهای عجیبی بودند. من در یک رستوران در بندر می‌خواندم. شب‌ها پشت یک پیانو می‌نشستم و می‌خواندم. خیلی از ملودی‌هایی را که کار کرده‌ام از‌‌ همان جا برایم مانده. یک روز هنرمند بزرگی به نام «امین تارخ» به صورت کاملا اتفاقی آنجا بود و از صدای من خوشش آمده بود. سراغم آمد و در گوشم گفت: «تو استعداد بکری داری. برای قاشق و چنگال نخوان. برو دنبال هدف‌های بزرگ و برای آدم‌ها و احساساتشان بخوان... همین تلنگر بزرگی برای من بود و باعث شد کوله بارم را جمع کنم و به تهران بیایم. یک واحد زیرزمینی را در تهرانپارس اجاره کردم و با حمایت برخی از دوستان تهیه کننده شروع کردم. اوایل‌اش خیلی سخت بود. خیلی... ولی خدا خواست که مجوز بگیرم.»

  به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: *اخبار موسیقی*،
برچسب ها: گزارشی از فعالیت های موسیقی زیر زمینی در ایران، موسیقی ایرانی/اخبار جدید و مطالبی در مورد موسیقی ایرانی/موسقی ملی/، اخبار موسیقی 92،

تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392 | 04:33 ق.ظ | نویسنده : ebrahim | *نظرات *

سهراب سپهری/ سهراب ،شاعر نقاشی ها


سهراب سپهری/ سهراب ،شاعر نقاشی ها

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند .شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری ،شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت .زندگی درک همین اکنون است .زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد.

سهراب سپهری شاعر یا نقاش ؟ سپهری شاعر نقاش و یا سپهری نقاش شاعر ؟ در جائی خواندم که سپهری اولین دفتر شعرش را در نوزده سالگی منتشر کرده است . ظاهرا" این نخستین نمایشی از فعالیت های هنری او بوده است . نمی دانم که در همان اوان نقاشی هم می کرده است یا نه ؟ اما به دانشکده هنرهای زیبا که رفت حتما" براساس دستمایه و استعدادی رفته است.

 


به خصوص که در همان هنگام هنرجوی برحسته ای بوده است و جرقه هایش از همان زمان در محیط زده شده و جلب توجهات را کرده است .


هنگامی که او را شناختم او را یک نقاش یافتم . این به معنای تخطئه کار شاعری او نیست چرا که وقتی شعرهای او را می خوانید آنقدر تصویریست و آنقدر خوانا و دیدنی است که گوئی تابلوئی را با لحنی بسیار زیبا توصیف می کند .


به طور کلی وقتی در هر رشته ای از هنر به پختگی برسید به شاعری در آن هنر می پردازید . منظور آن نیست که یک تابلو نقاشی با مضمون و موضوعی شاعرانه نقاشی کنید در این صورت آن بدترین نقاشی هاست که با ماسک و نقاب شعر گونه به دروغ بافی پرداخته است . بلکه منظور روح شاعرانه بیان تصویری تابلو است . بنابراین وقتی تابلوهای سپهری را نگاه می کنید در واقع همان اشعار او را می خوانید منتهی با زبانی دیگر ، با زبان تصویر .

 


تبحر دوگانه سپهری در نقاشی و شعر گویای نکته مهم دیگریست که باید هر هنرمندی داشته باشد و آن دید و درکی همه جانبه نسبت به هر گونه و هر رشته فعالیت هنری است به این معنی که هر هنرمند باید آن چنان دید و شناخت آشنائی با هر اثر هنری چه نقاشی ، چه ادبیات چه موسیقی چه معماری چه سینما و چه تئاتر و خلاصه هر فعالیت هنری دیگر داشته باشد که بتواند به راحتی درباره آن اظهارنظر کند . کلی گوئی نکند ، گفتگو کند . با زبان آن هنرمند آشنا باشد که بداند او چه می گوید و با او گفتگو کند . بده و بستان حرفه ای کند ، صدای او را بشنود . جواب او را با حساسیت بدهد .

 


شما هر هنرمند بزرگی را که نگاه کنید چنین است و چنین ابعادی را دارد در غیر این صورت او ماندگار نمی شود و کارش بی جواب می ماند . منعکس نمی شود و مردم به او جواب نمی دهند و با او ارتباط برقرار نمی شود . شما هر هنرمند بزرگی را در هر زمینه هنری ببینید دارای چنین ابعادی است . کارهای خوشنویسی میرعماد را نگاه کنید . به راحتی می توان دید که او معماری را می شناسد موسیقی را به خوبی می فهمد ، چون یک شاعر تمام ابعاد وحال و هوای کلمات را حس می کند . مثل یک نقاش ، طرح و رنگ و شکل و کلمه را درک می کند .

 

چون در نوشته های میرعماد همه این خواص دیده می شود و لذا کارش بسیار محکم ، قوی و اصیل است بدون آنکه استحکام و تبلور فرهنگی میرعماد به روح و جسم کلمات لطمه ای وارد کند . خط او در عین ظرافت شکننده آن قوی و مستحکم است . شعر حافظ را نگاه کنید همه این خواص را دارد اما آن چنان قلب شما را می لرزاند که باور نمی کنید استحکام و قدرت فنون شعر او این چنین عمل می کند . دستگاه ماهور را بشنوید این آهنگ را کسی یا کسانی ساخته اند که با هر هنر دیگر همین اخت و خلوص و نزدیکی را داشته اند . به این مرزها زورکی نمی توان وارد شد و زورکی نمی توان با حرفها و بررسی و نقدهای خودمان اثری را خراش بدهیم ، پاره کنیم و زخمی کنیم باید به جائی برسیم که به هر چیز که نگاه می کنیم ، نگاهمان آشنا باشد .

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: *اخبار موسیقی*،
برچسب ها: سهراب سپهری شاعر نقاشی ها/همه چیز درمورد سهراب سپهری/، سهراب سپهری، شعر های سهراب سپهری/، اخبار موسیقی ایران92، اخبار اهنگ های جدید،

تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392 | 04:29 ق.ظ | نویسنده : ebrahim | *نظرات *

رهی معیری غزل سرای بی نظیر در عصر معاصر

ebraham


اشعار رهی از یک حال و هوای  شاعرانه خاصی برخوردار است، او به عنوان یکی از بزرگترین شاعران معاصر همواره  مطرح بوده ، و این خلاقیت سرایش شعر رهی می باشد.

رهی معیری ، سه سال بعد از انقلاب مشروطیت در سال 1288 در شهر تهران، پا  به جهان هستی گذاشت ، نام اصلی، او محمد حسن بیوک معیری است، که تخلص شعریش (رهی )است، او قبل از تولد،  پدرش وفات یافته بود ،بعداز پایان تحصیلات متوسطه وارد خدمات دولتی گشته، و سالها در کنار اشتغال به شعر وشاعری پرداخته ، در همین ایام با انجمن شعر و نشریات مختلف در خصوص ادبیات همکاری نموده،  وپس از  پایان خدمات دولتی که در  یکی  از وزارتخانه های آن زمان بود ،در  کتابخانه سلطنتی مشغول بکار شد ، و به کشور های مختلف جهان،  از جمله :  افعانستان ،ایتالیا، فرانسه ،انگلستان، ترکیه،  سفر نمود، و در برنامه گلهای  رادیو  در خصوص انتخاب وتدوین شعر همکاری  خوبی انجام داد.

 


اختصاصات شعری رهی معیری

اشعار رهی از یک حال و هوای  شاعرانه خاصی برخوردار است، او به عنوان یکی از بزرگترین شاعران معاصر  مطرح بوده ، و این خلاقیت  سرایش شعر رهی می باشد. اشعارش در قالب های غزل ،رباعی ،قطعه ، اما شیوه شعرش بسیار لطیف و شاعرانه است، اشعارش الهام گرفته از استاد سخن  سعدی شیرازی وصائب تبریزی است، وسپس به شیوه حافظ ، مولانا، نظامی نزدیک است،  ودر شیوه شعرش یک شیوایی و شیدای خاصی وجود دارد، اشعارش  همگی دلنشین وطراوت شعری او  یاد آور عصر قرن هفتم  وهشتم در گلگدشت ، گلستان ، باغ ،بستان، صدای خوش پرندگان ،پرتو گرمابخش ، اشعه خورشید برکوههای اطراف و شهر وهوای پاک وسالم به رنگ آبی آسمانی پررنگ ، را در ذهن تداعی می کند، انگار او در عصر ماشین ،بوق ، صدا ،هیاهو خیابانها، ترافیک  شهرها خبری نیست،  اگر فردی نداند، که شاعر این اشعار بس نغز وشیوا کیست، شاید گمان می برد ،شاعری در قرن ششم تا نهم است.

 


حافظه قوی در سرایش شعر و چیدمان کلمات دارد، وصدای موسیقی در واژگان اشعارش بخوبی و به نحوی احسنت و قابل تقدیر وتحسین شنیده می شود،  و از این جهت اشعار  وی مورد پسند بسیاری از اصحاب هنر و موسیقی قرار گرفته،  و برخی اشعارش سالها ، بصورت ترنم و تصنیف از استقبال عامه مردم برخوردار شده، او با سوز وگداز و بیان مضامین ،مفاهیم ،عارفانه و عاشقانه  شعر گفته،  و بیشتر از حسرت  روزگار ،  و گذشت سریع ایام ، و زمانه و از دست دادن دوستان،  و جفا زمانه  وغربت  شعر سروده ، رهی به شعر ، موسیقی و نقاشی، عشق می وزردید و عملا ترکیب رنگهای  الوان  در بوم نقاشی وصدای دستگاههای  موسیقی با بحرهای شعر پارسی ترکیبی خاص در شعر او ایجاد نموده، اشعارش  مورد پسند همه گروه های سنی  قرار گرفته،  چون او زنده کننده اشعار ، سعدی،  مولانا، حافظ است ،شیفتگی ، شیدایی و شیوایی شعرش از مرز ها ی کشور گذشته،  و شعرش جاودانه شده،  چون او در شعرش نماد ، سنبل ،  طبیعت را با بِیانی  دلنشین مطرح  نموده است  . رهی گاهی در شعرهایش مبالغه و گاهی اغراق می نماید، البته بایست گفت یک فرق کلی  بین مبالغه واغراق وجود دارد ،  در تعریف مبالغه یعنی اگر ستایش یا نکوهش از حد عادت بیشتر باشد، رامبالغه  گویند ،ومبالغه اگر در حد باور و عقل نباشد، اغراق  شده است .

 


در تمامی اشعار رهی رد پای غربت وتنهایی و بی کسی مشاهده می شود ، او بقدری زبیا و استادانه در بیان تصویرسازی روزگار هجر و فراق  و دوری  شعر سروده،  که دل همه سوخته گان  را به درد آورده،


نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی
نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارم خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: *اخبار موسیقی*،
برچسب ها: رهی معیری غزل سرای بی نظیر در عصر معاصر، اخبار موسیقی/اخبار و مطالبی از رهی معیری/، شعر های رهی معیری، اخبار موسیقی 92 ایران، رهی معیری شاعر،

تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392 | 04:24 ق.ظ | نویسنده : ebrahim | نظرات

روایت علی لهراسبی از پارتی و هنر!


علی لهراسبی از دسته خواننده هایی است که با تیتراژهای تلویزیونی معروف شد. خواننده هایی که اگرچه از نظر فنی ها هم کارهایشان ویژگی های منحصر به فردی داشت اما این شانس را داشتند تا با پخش شدن کارهایشان در بهترین ساعات تلویزیون، بیشترین مخاطب را برای خودشان جذب کنند. گپ و گفتی هم که می خوانید در رابطه با همین موضوع است.

 


من احساس می کنم شما به عنوان کسی که به غیر از کار موسیقی در زمینه های دیگری هم فعال هستند. ذهن بازتری نسبت به این حوزه دارید. شما الکترونیک خواندید و کار تبلیغاتی هم انجام می دهید و همزمان در موسیقی هم فعال هستید. من می خواهم در مورد روند شهرت آدم ها و تبدیل شدنشان به یک برند صحبت کنم. اتفاقی که در موسیقی پاپ می افتد چون در موسیقی سنتی روند شهرت و بزرگ شدن آدم ها کمی متفاوت است.


بله. در موسیقی سنتی همه چیز منطقی تر است. برای همین هم آدم هایی که در موسیقی سنتی هستند ماندگارتر و باسوادتر هستند چون در موسیقی سنتی هر کسی که نمی تواند بالا بیاید. آدم ها باید در یک دوره طولانی آموزش ببینند و جواب پس بدهند تا بتوانند بالا بیایند و رشد کنند. بعد هر کسی هم سر جای خودش است.

 

 


ولی در پاپ اینگونه نیست. حداقل در ۱۵ سال گذشته که کمی پاپ ما جان گرفته و فراگیرتر شده، شاید بشود گفت هیچ کس بر اساس یک روال تعریف شده و یک پروسه آکادمیک رشد نکرده. این اتفاق برای شما چگونه افتاد؟


من الکترونیک خواندم و خیلی هم به این رشته علاقه داشتم. همه این اتفاق ها وقتی رفتم دانشگاه افتاد. قبول که شدم گفتم حالا باید کارهای متفرقه هم داشته باشم. من یادگیری پیانو را شروع کردم و یک ارگ خریدم. چون وضعیت مالی ام اینقدر خوب نبود که بتوانم پیانو بخرم. پیانو را پیش مهرداد تاج کریمی کار کردم که آن زمان دانشجوی دکترا بود. خودش موسیقی کودکان می ساخت. من هم خیلی علاقه مند شدم به موسیقی کودکان. از همان اولی هم که کلاس می رفتم ساخت موسیقی را بیشتر دوست داشتم.

 

 


در همان زمان کارهایی را ساختم، بیشتر هم برای کودکان. سرود ساختم، جایزه آهنگسازی گرفتم. به قول معروف نبوغم در آهنگسازی گل کرد. ماکت های کارهایم را خودم می خواندم و دوستانی که در ارتباط بودند و می شنیدند پیشنهاد دادند که کارهایت را خودت بخوان. این داستان برای اواخر دهه ۷۰ است و زمانی که نازه نسل اولی های پاپ گل کرده بودند و ما تازه داشتیم موسیقی را یاد می گرفتیم.

 


با چندتا از سرودهایم که خودم خوانده بودم رفتم تلویزیون. آن زمان آقای شهبازیان مسئول بخش سرود و موسیقی صدا و سیما بودند. اینها را دادم به آقای شهبازیان و ایشان هم استقبال کردند و گفتند خیلی خوب است. بعد برایم مجوز خوانندگی صادر کردند اما از اینجا تازه شروع شد. چندتا دوست خوب داشتم که گفتند اگر می خواهی خوانندگی کنی، این راهش نیست. باید مسیر حرکتت را هم مدیریت کنی.

 


پس در واقع شروع فعالیت حرفه ای شما با تلویزیون بود؟

 


البته من پیش زمینه قبلی هم داشتم. من در کودکی و نوجوانی قاری قرآن بودم. آن دوره خیلی به من کمک کرد. کسانی که قرائت قرآن را اصولی یاد می گیرند، یک عالمه تحریرهای خوب یاد می گیرند. قرائت قرآن برای صداسازی مخصوصا در دوره نوجوانی و جوانی فوق العاده است. من این پیش زمینه را داشتم و زمانی که رفتم برای سلفژ کار کردن و یادگیری آواز چند قدم جلو بودم. همزمان که این اتفاقات می افتاد تیتراژ دریایی ها را خواندم که آن هم خیلی خیلی اتفاقی بود.


قبلش من آلبومم را شروع به کار کرده بودم. همان زمان آواز کلاسیک با محمدرضا صادقی کار می کردم. آلبوم را هم یک ترک، یک ترک ضبط می کردم. با آقای چراغعلی کار می کردم و یک ترک را که ضبط می کردم منتظر می ماندم که دوباره پول هایم جمع شود تا ترک بعدی. ترک اول آلبوم را که ساختم و تمام شد یک روز چراغعلی گوش می کند و خوشش می آید.

 


آن زمان داشتند سریال دریایی ها را می ساختند، به چراغعلی می گویداین پسر را به دفتر بیار که در مورد کار صحبت کنیم. من رفتم و نتیجه اش این شد که سریال دریایی ها را خواندم و بعد آلبوم دریایی ها و این روال ادامه پیدا کرد. بعد هم از دفتر آقای مشایخی به من زنگ زدند. برای پیله های پرواز. آن زمان تازه با بهروز صفاریان آشنا شده بودم. از زمانی که رفتم کلاس آواز واقعا این تصمیم برایم جدی شد. تا قبلش فقط به صرف علاقه دنبالش می رفتم.

 


شما در صحبت های خودتان هم از تیتراژ خوانی به عنوان شروع کار و یکی از عوامل موفقیت اسم می برید. خیلی از خواننده های دیگر ما هم به واسطه تیتراژخوانی شهرت پیدا کردند یا توانستند این شهرت و محبوبیت را افزایش دهند. این امکانی بوده که برای شما پیش آمده و برای خیلی های دیگر اتفاق نمی افتد. اگر تیتراژ تلویزیونی نبود چه اتفاقی می افتاد؟

 


من اصلا رد نمی کنم که تیتراژ خواندن مخصوصا در این چند سال اخیر که خیلی مد شد در واقع، در موفقیت خواننده ها خیلی تاثیر دارد اما من صادقانه می گویم، که برای تیتراژ خواندن هیچ لابی نکردم چون تیتراژ خواندن لابی دارد. هر کسی نمیتواند و اجازه نمی دهند که تیتراژ تلویزیونی بخواند. دریایی ها را گفتم که چطوری خواندم.


در مورد پیله های پرواز یک شبی در برنامه تلویزیونی مهتاب بودم و در آنجا اجرای زننده داشتم. بعد از برنامه تهیه کننده به من گفت تلفن کارت دارد. منشی دفتر آقای مشایخی بود. گفت آقای مشایخی از کار شما خوشش آمده و گفتند که بیاید دفتر برای تیتراژ سریال پیله های پرواز صحبت کنیم. سه سال از دریایی ها می گذشت و واقعا هنوز کسی من را نمی شناخت. یک مقدار هم این روند را باید بگذارید به پای تصمیم گیری آدم ها. یعنی آنها تصمیم گرفتند که من را برای کارشان انتخاب کنند و قطعا این در موفقیت من تاثیر داشت
.


ادامه مطلب

طبقه بندی: *اخبار موسیقی*،
برچسب ها: روایت علی لهراسبی از پارتی و هنر!، محاصبه اختصاصی با علی لهراسبی/علی لهراسبی/مصاحبه با علی لهراسبی، اخبار موسیقی علی لهراسبی/همه چیز درباره ی علی لهراسبی/علی لهراسبی دباره پارتی و هنر/، اخبار موسیقی جدید ایران،

تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392 | 04:19 ق.ظ | نویسنده : ebrahim | *نظرات *

سیروان خسروی: گویا مشکل حراستی دارم/گفت و گوی مفصل و خواندنی با سیروان خسروی



سیروان خسروی: گویا مشکل حراستی دارم/گفت و گوی مفصل و خواندنی با سیروان خسروی

وقتی در اوج قرار بگیری، حاشیه دار هم می شوی؛ حتی اگر از آن فراری باشی و سرت فقط به کار خودت گرم باشد. حال اگر در چند زمینه و به بهانه های مختلف در کانون توجهات قرار بگیری، این مسئله جدی تر می شود.

 


اما مهم این است که علی رغم وجود حواشی، با انگیزه و مصمم به کارت ادامه دهی؛ درست مثل سیروان.عصر یکی از روزهای گرم خردادماه، با «سیروان خسروی» که علاوه بر محبوبیتش در خوانندگی، یکی از بهترین و البته گرانترین تنظیم کننده های سالهای اخیر هم هست، به گفت و گو نشستم. همانطور که پیش بینی می کردیم، حاصل هم نشینی با او، گفت و گویی جذاب و شاید هم جنجالی شد.

 


سیروان خسروی دو آلبوم و چند تک آهنگ موفق منتشر کرده، چند کنسرت خوب داشته و چندین قطعه برای دیگران ساخته که با استقبال مواجه شده است. می خواهم بگویم سیروان حسابی گل کرده. فکر می کنید این یک تبِ گذرا و مقطعی است، یا اینکه همینطور در اوج خواهید ماند؟


آنچه برای من پیش آمده، پله پله بوده است. فکر می کنم ۵ سال است که به عنوان تنظیم کننده در این جایگاه هستم. به عنوان خواننده هم اولین آلبومم سال ۱۳۸۴ منتشر شده و آلبوم بعدی هم حدوداً ۴ سال پس از آن. مدت زیادی است که من مشغول کار هستم. فاصله ی بین آلبومهایم هم کم نبوده که بگوییم همینجوری برای رفع تکلیف کاری کرده باشم. بنابر این اگر هم اتفاقی افتاده، خودم تصور نمی کنم که تب باشد، البته آنقدر هم داغ نیست که اسمش را تب بگذاریم!

 

 

 


شکست نفسی می کنید! الان «سیروانیسم» به راه افتاده! کلی سیروان تقلبی داریم.


در تنظیم شاید اینطور باشد. متأسفانه یا خوشبختانه سه چهار سال است که در بسیاری از آهنگهایی که می شنوم، کاملاً می فهمم که کجای آنها از کارهای من کپی یا تقلید شده است.


به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: *اخبار موسیقی*،
برچسب ها: مصاحبه اختصاصی با سیروان خسروی/اخبار موسیقی سیروان خسروی/ مصاحبه با سیروان خسروی/اهنگ های جدید سیروان خسروی/اخبا موسیقی ایرانی/سیروان خسروی،

تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392 | 04:08 ق.ظ | نویسنده : ebrahim | *نظرات *

بابک جهانبخش در مورد سطح جشنواره موسیقی میگوید

ebrahim

سلطان احساس! این نسبتی است که برخی از علاقه‌مندان «بابک جهانبخش» به او داده‌اند. البته تا حدود زیادی هم حق دارند.

 

صدای لطیف، ترانه‌های عاشقانه‌ و اجرای پراحساس، سبب شده بابک جهانبخش به عنوان یکی از خوانندگان محبوب در عرصه موسیقی پاپ شناخته شود. جهانبخش که بخشی از دوران کودکی خود را در خارج از ایران سپری کرده، از پنج سالگی نوازندگی پیانو را زیر نظر استاد آلمانی در مدرسه موسیقی آزاد شهر بوخوم آغاز کرد و پس از بازگشت به ایران موسیقی را به صورت جدی‌تر ادامه داد در ‌‌نهایت در سال ۷۶ مجوز رسمی خود را از صدا و سیما دریافت کرد و در‌‌ همان سال کاری را برای صدا و سیما ضبط کرد. در سال ۸۲ کار روی اولین آلبوم خود را شروع و در ‌‌نهایت در سال ۸۴ نخستین آلبوم خود با نام «چی شده» را روانه بازار موسیقی کرد. سه سال بعد، در سال ۸۷ دومین آلبوم خود با نام «بی‌اسم» و در سال ۸۹ «احساس» را خواند. چهارمین آلبوم در سال ۹۰ و با نام «زندگی من» منتشر شد و در ‌‌نهایت هم چندی پیش آخرین آلبوم او، «من و بارون» به دست علاقه‌مندان رسید.گفت و گوی شرق با وی در ادامه از نظرتان می گذرد.

 

 

‌اول با جشنواره موسیقی فجر شروع کنیم. برخی این جشنواره را سکوی پرتاب یک هنرمند می‌دانند. نظر شما درباره این جشنواره چیست؟
متاسفانه تجربه چندانی در این رابطه ندارم و هنوز نمی‌دانم شرایط چطور است. این جشنواره از مهم‌ترین فستیوال‌های هنری ایران است و من به شخصه علاقه‌مند به حضور در این جشنواره بودم.

 


‌سطح جشنواره در سال‌های اخیر چطور بوده؟کاهش پیدا کرده یا افزایش؟
خود من وقتی با دیگر دوستان صحبت می‌کنم، بنا بر اطلاعاتی که به دست آوردم می‌گویم که سطح جشنواره پایین نیامده است، فقط گویا برخی سبک‌ها و رشته‌ها کاهش پیدا کرده. به رشته موسیقی کلاسیک کمتر بها داده شده است و البته چون در بخش جنبی حضور دارم نمی‌توانم درست نظر بدهم.


به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: *اخبار موسیقی*،
برچسب ها: بابک جهانبخش در مورد سطح جشنواره موسیقی میگوید، مصاحبه با بابک جهانبخش/اخبار موسیقی بابک جهانبخش/مصاحبه با بابک جهانبخش، اخبار موسیقی ایران، بابک جهانبخش/، اخبار اهنگ های جدید بابک جهانبخش،

تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392 | 04:02 ق.ظ | نویسنده : ebrahim | *نظرات *

حمید عسکری، آمریکا و سالن اسکار

ebrahim

 حمید عسکری این روزها در آمریکا به سر می برد. خودش را برای اولین تور کنسرت خود در این کشور آماده می کند. این اولین بار است که خبر تور آمریکایی حمید عسگری رسانه ای می شود.این شما و این گفت و گوی جالب حمید عسکری که ساعت یک بامداد به وقت لس آنجلس انجام شد.

 

این اولین بار است که خبر تور آمریکایی حمید عسگری رسانه ای می شود و او این خبر را از طریق مصاحبه با تماشا به مخاطبانش اعلام می کند. این شما و این گفت و گوی جالب حمید عسکری که ساعت یک بامداد به وقت لس آنجلس انجام شد.

تو الان آمریکا هستی و خودت را برای تور کنسرت هایت در این کشور آماده می کنی، چرا اینقدر بی سر و صدا؟

- الان که داریم با هم صحبت می کنیم چیزی حدود بیست روز تا اولین کنسرتمان در این کشور باقی مانده است و به دلیل اینکه هنوز با اولین اجرا فاصله داریم، هنوز تبلیغاتی در این زمینه نداشته ایم و ترجیح دادیم در سکوت خبری مقدمات کار را پیگیری کنیم. من زودتر به آمریکا آمده ام تا مقدمات کار و همچنین تمرینات ارکستر را پیگیری کنم تا به آمادگی بیشتری دست پیدا کنم و بلیت فروشی آغاز شده و کارها در حال انجام است.

 

اولین اجرایت در کدام شهر است؟

- اولین اجرای ما در شهر لس آنجلس خواهد بود. شاید جالب باشد بدانی که ما برای این اجرا، در سالن کداک تئاتر که یکی از سالن های بزرگ هالیوود است و هر سال مراسم اسکار در آن برگزار می شود، روی صحنه خواهیم رفت.

 

گنجایش سالن چقدر است؟

- ۵ هزار نفر.

 

با توجه به اینکه اولین باری هست که در آمریکا روی صحنه خواهی رفت، با بچه هایی که پیش از تو در این کشور کنسرت داشتند، صحبت و مشورت داشته ای؟

- بله، در این مورد با بنیامین بهادری عزیز صحبت کرده ام. یکسری صحبت هایی راجع به شرایط اجرا و حال و هوای سالن با هم داشتیم که باعث شد با حس خوبی به اینجا سفر کنم.


به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: *اخبار موسیقی*،
برچسب ها: اخبار موسیقی ایران/اخبار موسیقی 92/مصاحبه با حمید عسگری//اخبار موسیقی حمید عسگری/ اخبار حمید عسگری اهنگ های جدید حمید عسگری، حمید عسکری، آمریکا و سالن اسکار، حمید عسگری و حمید عسکری، آمریکا و سالن اسکار؟؟،

تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392 | 03:57 ق.ظ | نویسنده : ebrahim | *نظرات *

رضا صادقی و همه مشکلات آلبوم همین...

ebrahim

رضا صادقی در فضای موسیقی ایران خواننده مهمی است اما سال گذشته برای آقای مشکی پوش سال خوبی نبود. او به خاطر مشکلاتی که با شرکت تهیه کننده قبلی خود داشت، به اجبار حدود ۹ ماه از استیج دور بود و نتوانست مثل همیشه با طرفدارانش در کنسرت دیدار کند.

 


بعد از کش و قوس های فراوان اما آلبوم رضا صادقی منتشر شد و طرفداران او ۱۰ آهنگ جدید از خواننده محبوب خود دشت کردند. به بهانه انتشار آلبوم «همین ...» گفت و گوی مفصلی با رضا صادقی انجام دادیم که در ادامه بخش هایی از آن از نظرتان می گذرد:


بگذار از اسم آلبوم شروع کنیم، چرا «همین ...»؟


راستش اسم های زیادی مثل عاشقتم، کفش آهنی و ... برای این آلبوم انتخاب کرده بودم اما یک روز با خودم فکر کردم و دیدم این آلبوم آنقدر سرشار از احساسات پاره پاره است، بهتر این است که اسمی انتخاب کنم که خلاصه ای از احساساتم باشد. البته «همین ...» احساس رضاست و توانایی رضا به لطف خدا بیش از این خواهد بود.

 

 

 


چرا آلبوم اینقدر بی سروصدا و چراغ خاموش منتشر شد؟ خیلی از فروشگاه ها آلبوم را داشتند اما بعد از یکی، دو روز تازه پوستر آلبوم نصب شد. ماجرا چه بود؟


انتشار آلبوم به دلیل مشکلاتی که من با تهیه کننده سابقم داشتم هر بار به تعویق می افتاد. همانطور که می دانی این آلبوم خیلی زودتر از اینها قرار بود منتشر شود اما مسائل حاشیه ای که وجود داشت باعث شد پروسه انتشار «همین ...» چند بار با مشکل روبرو شود. ما با شرایطی مواجه شدیم کحه مثلا امروز مجوزهای لازم را اخذ می کردیم اما تا می خواستیم خودمان را آماده انتشار آلبوم کنیم، یک مشکل جدید به وجود و یک توقیف جدید پیش می آمد اما این بار که همه مجوزها آماده شد، تصمیم گرفتیم بدون از دست دادن وقت و با توکل به خدا و حتی به قیمت غریب آمدن آلبوم، آن را منتشر کنیم. من برای این آلبوم خیلی زحمت کشیدم. بعد از پروسه مشکلاتی که سال گذشته داشتم، نگاه ویژه ای به این آلبوم داشتم و حس کردیم شاید اینطور انتشار دادن آلبوم باعث می شود آسیب کمتری به آن وارد شود.


به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: *اخبار موسیقی*،
برچسب ها: اخبار موسیقی/اخبار موسیقی ایران/مصاحبه با رضا صادقی و مشکلاتش/مصاحبه با رضا صادقی/مشکلات رضا صادقی/اخبار جدید موسیقی/مصاحبه با خواننده ها،

تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392 | 03:50 ق.ظ | نویسنده : ebrahim | *نظرات *
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic